آناکریستی بعد از ۵۷ سال دوباره منتشر شد

چاپ نخستِ این کتاب به فروردین سال 1343 برمی‌گردد. «آناکریستی» در آن سال از سوی مؤسسۀ انتشارات فرانکلین و شرکت سهامی نشر اندیشه منتشر شد و اینک بعد از پنجاه‌وهفت‌سال توسط انتشارات نریمان و با همکاری انتشارات فارابی به‌چاپ رسدید.
سال گذشته نیز کتاب «سفر دور و دراز به وطن» سه نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای از همین نویسنده و همین مترجمان بعد از شصت‌وسه‌سال دوباره چاپ و روانۀ کتاب‌فروشی‌ها شد.
نثر دیالوگ‌های شخصیت‌ها در نمایشنامه‌های یوجین اونیل عامیانه و دشوار است. در دیالوگ‌های اونیل، کلمات به صورت شکسته و با لهجۀ کارگرهای کشتی‌های باربری ادا می‌شوند که این ویژگی تا حد ممکن در ترجمۀ فارسی نیز منعکس شده است. نثر شکسته‌ای که مترجمان این کتاب، با دقت در انتخابِ واژه‌ها، به فارسی درآوردند تا احساسِ گفتارِ شخصیت‌هایی که توسط اونیل خلق شده‌اند را به به مخاطب فارسی‌زبان انتقال دهند. این برگردانِ فارسی به قلم دو استعداد برجسته و فعالِ عرصۀ ادبیات در آن سال‌ها، یعنی مرحوم صفدر تقی‌زاده و محمدعلی صفریان صورت پذیرفت که بعدها هریک خود به اساتید برجستۀ این عرصه بدل شدند.

 

 

 

آناکریستی بعد از ۵۷ سال دوباره منتشر شد

آناکریستی بعد از ۵۷ سال دوباره منتشر شد

 

 

 

 

 


مجلهٔ ادبی «نوپا» با رویکردی تازه در پی کشف استعدادهای شناخته نشده در عرصهٔ ادبیات می‌رود و شعرها و داستان‌ها را همراه با نقد منتشر می‌کند. مجلهٔ نوپا به سردبیری مجتبا نریمان در کنار انتشار مطالب ادبی، سعی دارد در شناخت شعر و داستان‌هایی که، دور از هرگونه حشو و زوایدِ تبلیغاتی و گذرا، ارزش ادبی و هنری دارند، به مخاطبان خود کمک کند و به آسیب‌شناسی ضعف‌ها و علل سقوطِ برخی جریانات ادبی بپردازد.


نشانی و شماره تماس

شماره تماس: 88527713 – 021

همراه: 383 0282 0912

نشانی: تهران، سهرودی شمالی، کوچه قرقاول، پلاک 36 ، واحد

ایمیل: ‏Email: nopa.magazine@gmail.com

چهارمین شمارهٔ مجلهٔ ادبیِ «نوپا» منتشر شد

چهارمین شمارهٔ مجلهٔ ادبیِ «نوپا» به مدیرمسئولی و سردبیری مجتبا نریمان با پروندهٔ دکتر سیروس شمیسا همراه با مقاله‌ها، ترجمه‌ها و داستان‌هایی از نویسندگانِ جوانِ ایران، افغانستان و عراق همراه با نقدهایی بر داستان‌ها، منتشر شد.

چهارمین شمارهٔ این فصلنامه با بخش داستانِ فارسی آغاز می‌شود و در ابتدا، داستانی خواهید خواند از مصطفی راحمی همراه با یادداشت دکتر حسن میرعابدینی بر این داستان و در ادامه هشت داستانِ دیگر از نویسندگانِ جوانِ ایران و افغانستان: امید ذاکری‌نیا، حمیده علیزاده، مائده علوی، نگار قلندر، لیدا قهرمانلو، امیر نعیمی و نیلوفر نورپور، که بر تمام داستان‌ها، یادداشت‌ها و نقد‌هایی آمده است از حسین ورجانی، محمدرضا ایوبی، سیدمرتضی حسینی شاهترابی، سعید ناظمی، فریبا عابدین‌نژاد و بهاره ارشد ریاحی.

در ادامه، فصل اول رمان چاپ‌نشدهٔ جبار جمال غریب «سقوط آسمان» ترجمهٔ مریوان حلبچه‌ای را خواهید خواند و بعد از آن داستان مسیح عراقی نوشتهٔ حسین بلاسم ترجمهٔ نرگس قندیل‌زاده و داستان کلید نوشتهٔ وندی ارسکین ترجمهٔ منصوره شوشتری آمده است.

بخش نقدها و مقاله‌ها، با مقالهٔ «چرا ضحاک در افسانهٔ ایرانی کشته نمی‌شود؟» نوشتهٔ دکتر ابوالحسن تهامی آغاز شده است. در ادامهٔ این بخش مقالهٔ «ابهام‌زدایی از خطِ فارسی» نوشتهٔ احسان راستان و نقدی بر رمان «خانهٔ گربه‌ها» نوشتهٔ شوکا حسینی را خواهید خواند. در پایانِ این بخش تازه‌های بازار کتاب توسط دکتر آرمان فاتح و سالار خوشخو و… معرفی شده است.

«بازچاپ» جدیدترین بخش مجله است که قرار است هر شماره به چاپِ دوبارهٔ مقالاتی بپردازد که سال‌های دور چاپ شده‌اند و همچنان خواندنی و تازه مانده‌اند و دوباره خواندن‌شان در مواقعی به مخاطب ادبیات کمک می‌کند. در این شماره، مقالهٔ «شبه‌وبا یا شبه‌هنرمند» از غلامحسین ساعدی انتخاب شده است.

پروندهٔ این شماره به شناخت و بررسی دکتر سیروس شمیسا می‌پردازد. در این پرونده علاوه‌بر گفت‌وگو با دکتر شمیسا و شعر و مقاله‌ای منتشر نشده از وی، مقالاتی از دکتر اصغر دادبه‌، دکتر ناصر فکوهی، دکتر هرمز رحیمیان، دکتر حسین پاینده، شعری از دکتر سعید حمیدیان، دکتر بهرام پروین گنابادی، دکتر یاسر دالوند، دکتر الوند بهاری و… را می‌خوانید.

چهارمین شمارهٔ مجلهٔ ادبی نوپا با ۳۰۰ صفحه و قیمت ۵۰ هزار تومان روانهٔ کتاب‌فروشی‌ها شد.

 

چهارمین شمارهٔ مجلهٔ ادبیِ «نوپا» منتشر شد

چهارمین شمارهٔ مجلهٔ ادبیِ «نوپا» منتشر شد

 

 

 

 

 

چهارمین شماره مجله ادبی نوپا منتشر شد.


مجلهٔ ادبی «نوپا» با رویکردی تازه در پی کشف استعدادهای شناخته نشده در عرصهٔ ادبیات می‌رود و شعرها و داستان‌ها را همراه با نقد منتشر می‌کند. مجلهٔ نوپا به سردبیری مجتبا نریمان در کنار انتشار مطالب ادبی، سعی دارد در شناخت شعر و داستان‌هایی که، دور از هرگونه حشو و زوایدِ تبلیغاتی و گذرا، ارزش ادبی و هنری دارند، به مخاطبان خود کمک کند و به آسیب‌شناسی ضعف‌ها و علل سقوطِ برخی جریانات ادبی بپردازد.


نشانی و شماره تماس

شماره تماس: 88527713 – 021

همراه: 383 0282 0912

نشانی: تهران، سهرودی شمالی، کوچه قرقاول، پلاک 36 ، واحد

ایمیل: ‏Email: nopa.magazine@gmail.com

 

صفدر تقی‌زاده

صفدر تقی‌زاده: استاد، دوست، همراه، معبودا و پدر معنوی من و خیلی‌های دیگر بود. شغل اصلی‌اش را شاید مترجمی و نویسندگی بدانند اما استادِ معلمی کردن بود. نبوغی شگرف داشت در شناخت و معرفی نویسندگان جوان به جامعهٔ ادبی ایران. از ناصر تقوایی گرفته تا فرخنده آقایی…

برای عدهٔ زیادی از آن‌ها که رمان «پیرمرد و دریا» همینگوی را خوانده‌اند و «سینما پارادیزو» تورناتوره را دیده‌اند یک موضوع قابل درک نبود و آن، رفاقت پیرمردی بود با پسرکی! چطور می‌شود چنین رابطهٔ احساسی میان دو نفر با این اختلاف سن شکل بگیرد؟! بله، غریب است این‌که می‌گویم. اختلاف سن من و صفدر تقی‌زاده شصت سال بود. گاهی شاگردش بودم، گاهی همراهش، گاهی همکارش، گاهی چون پسرش و گاهی همچون یک دوست. من در این بازار ادب هیچ‌کس را نداشتم. نه خانواده‌ای که اهل ادب باشد و نه رشتهٔ دانشگاهی‌ام مرتبط بود با آنچه علاقه داشتم. آن‌که دستم را گرفت و هدایت کرد مرا صفدر تقی‌زاده بود. راه را نشانم داد، روی نوشته‌هایم با مداد و دست‌های لرزانش خط کشید و اصلاح‌شان کرد. پدر معنوی انتشارات نریمان و مجلهٔ ادبی نوپا بود و اگر حمایت‌هایش نبود هیچ‌گاه جرئت و جسارت شروع این راه را به‌دست نمی‌آوردم. نمی‌دانید چه لذتبخش است وجود چنین آدمی در زندگی‌تان. یک نفر پیرِ راه در کنارتان باشد و حرف که بزند مسیر را نشانت بدهد. انسانیت را نشانت بدهد. شرافت را نشانت بدهد. دقیق‌ بودن و درست بودن و بهترین بودن را نشانت بدهد. به حرف‌هایش شک نداشته باشی و سرشار باشی از ایمان. همهٔ این‌ها و خیلی بیش‌تر از این‌ها برای من و بسیاری از اهالی ادبیات صفدر تقی‌زاده بود که اگر می‌خواهید به بخشی از دریای وجودش پی ببرید رمان پیرمرد و دریا را با ترجمهٔ کهنه‌رفیقش نجف دریابندری بخوانید و سینما پارادیزو را ببینید.

بعید است مادرِ گیتی چون او و دریابندری و باطنی و… به این زودی‌ها فرزندی بزاید. هرکدام از این نام‌ها همراه با خودشان بخشی از تاریخ و فرهنگ و ادبیات این سرزمین را به زیر خاک بردند و باید شاکر باشیم برای آنچه از آن‌ها مانده است و افسوس بخوریم برای آنچه می‌توانستند از خود به‌جای بگذارند و به هزار و یک دلیل نشد.

 

 

صفدر تقی‌زاده: استاد، دوست، همراه، معبودا و پدر معنوی

صفدر تقی‌زاده: استاد، دوست، همراه، معبودا و پدر معنوی

 

صفدر تقی‌زاده: استاد، دوست، همراه، معبودا و پدر معنوی

صفدر تقی‌زاده: استاد، دوست، همراه، معبودا و پدر معنوی

صفدر تقی‌زاده: استاد، دوست، همراه، معبودا و پدر معنوی

صفدر تقی‌زاده: استاد، دوست، همراه، معبودا و پدر معنوی

صفدر تقی‌زاده: استاد، دوست، همراه، معبودا و پدر معنوی

صفدر تقی‌زاده: استاد، دوست، همراه، معبودا و پدر معنوی

 

 

 

 


مجلهٔ ادبی «نوپا» با رویکردی تازه در پی کشف استعدادهای شناخته نشده در عرصهٔ ادبیات می‌رود و شعرها و داستان‌ها را همراه با نقد منتشر می‌کند. مجلهٔ نوپا به سردبیری مجتبا نریمان در کنار انتشار مطالب ادبی، سعی دارد در شناخت شعر و داستان‌هایی که، دور از هرگونه حشو و زوایدِ تبلیغاتی و گذرا، ارزش ادبی و هنری دارند، به مخاطبان خود کمک کند و به آسیب‌شناسی ضعف‌ها و علل سقوطِ برخی جریانات ادبی بپردازد.


نشانی و شماره تماس

شماره تماس: 88527713 – 021

همراه: 383 0282 0912

نشانی: تهران، سهرودی شمالی، کوچه قرقاول، پلاک 36 ، واحد

ایمیل: ‏Email: nopa.magazine@gmail.com

 

 

 

 

صفدر تقی‌زاده از دنیای ما رفت

متأسفانه ساعتی پیش استاد صفدر تقی‌زاده از دنیای ما رفت. صفدر تقی‌زاده که در طول حیات خود کتاب‌های زیادی را به جامعهٔ ادبی ایران هدیه کرد و بنیانگذار مجلاتی چون کتاب سخن بود و می‌توانیم او را به نوعی پدر معنوی و از بنیانگذاران مجلهٔ ادبی «نوپا» نیز بنامیم، بعد از مدت کوتاهی مبارزه با بیماری، از دنیا رفت.

 

صفدر تقی‌زاده از دنیای ما رفت

صفدر تقی‌زاده از دنیای ما رفت

 

 

 


مجلهٔ ادبی «نوپا» با رویکردی تازه در پی کشف استعدادهای شناخته نشده در عرصهٔ ادبیات می‌رود و شعرها و داستان‌ها را همراه با نقد منتشر می‌کند. مجلهٔ نوپا به سردبیری مجتبا نریمان در کنار انتشار مطالب ادبی، سعی دارد در شناخت شعر و داستان‌هایی که، دور از هرگونه حشو و زوایدِ تبلیغاتی و گذرا، ارزش ادبی و هنری دارند، به مخاطبان خود کمک کند و به آسیب‌شناسی ضعف‌ها و علل سقوطِ برخی جریانات ادبی بپردازد.


نشانی و شماره تماس

شماره تماس: 88527713 – 021

همراه: 383 0282 0912

نشانی: تهران، سهرودی شمالی، کوچه قرقاول، پلاک 36 ، واحد

ایمیل: ‏Email: nopa.magazine@gmail.com

 

مجموعه داستان‌های صادق هدایت در ایتالیا منتشر شد

مجموعه داستان‌های صادق هدایت در ایتالیا منتشر شد

تعداد 9 داستان کوتاه صادق هدایت شامل: «آبجی خانم»، »حاجی مراد»، «داش آکل»، «محلل»، «گرداب»، «عروسک پشت‌پرده»، «آخرین لبخند»، «دون ژوان کرج» و «سگ ولگرد» که توسط خانم دکتر «آنا وانزان» به ایتالیایی ترجمه شده بود در یک مجموعه چاپ و منتشر شد. متأسفانه مترجم به‌طور ناگهانی درگذشت و جهانگیرهدایت برای او یادبودی نوشت که به ایتالیایی ترجمه شد و در ابتدای این مجموعه آمده است ضمنا دختر شادروان آنا وانزان نیز یادبودی با عنوان «مادرم» نوشته است.
تسلط خانم وانزان به زبان و ادبیات فارسی در حدی بود که «بوف کور» را هم قبلا به ایتالیایی ترجمه و منتشر نموده بود. «بوف کور» امسال 85 ساله شد و 119 سال از درگذشت صادق هدایت می‌گذرد ولی نام صادق هدایت و آثار او بر تارک ادبیات بسیاری از نقاط جهان می‌درخشد. آثار صادق هدایت جزئی از افتخارات ادبیات معاصر ایران است.

از فیسبوک جهانگیر هدایت

 

مجموعه داستان‌های صادق هدایت در ایتالیا منتشر شد

مجموعه داستان‌های صادق هدایت در ایتالیا منتشر شد


مجلهٔ ادبی «نوپا» با رویکردی تازه در پی کشف استعدادهای شناخته نشده در عرصهٔ ادبیات می‌رود و شعرها و داستان‌ها را همراه با نقد منتشر می‌کند. مجلهٔ نوپا به سردبیری مجتبا نریمان در کنار انتشار مطالب ادبی، سعی دارد در شناخت شعر و داستان‌هایی که، دور از هرگونه حشو و زوایدِ تبلیغاتی و گذرا، ارزش ادبی و هنری دارند، به مخاطبان خود کمک کند و به آسیب‌شناسی ضعف‌ها و علل سقوطِ برخی جریانات ادبی بپردازد.


نشانی و شماره تماس

شماره تماس: 88527713 – 021

همراه: 383 0282 0912

نشانی: تهران، سهرودی شمالی، کوچه قرقاول، پلاک 36 ، واحد

ایمیل: ‏Email: nopa.magazine@gmail.com

«عاشقیت در قاهره» هشتمین رمان امیرحسن چهل‌تن

«عاشقیت در قاهره» هشتمین رمان امیرحسن چهل‌تن

«عاشقیت در قاهره» هشتمین رمان امیرحسن چهل‌تن به زبان آلمانی در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۱ در کشورهای آلمانی زبان منتشر می‌شود.

 

«عاشقیت در قاهره» هشتمین رمان امیرحسن چهل‌تن

«عاشقیت در قاهره» هشتمین رمان امیرحسن چهل‌تن

 

 


مجلهٔ ادبی «نوپا» با رویکردی تازه در پی کشف استعدادهای شناخته نشده در عرصهٔ ادبیات می‌رود و شعرها و داستان‌ها را همراه با نقد منتشر می‌کند. مجلهٔ نوپا به سردبیری مجتبا نریمان در کنار انتشار مطالب ادبی، سعی دارد در شناخت شعر و داستان‌هایی که، دور از هرگونه حشو و زوایدِ تبلیغاتی و گذرا، ارزش ادبی و هنری دارند، به مخاطبان خود کمک کند و به آسیب‌شناسی ضعف‌ها و علل سقوطِ برخی جریانات ادبی بپردازد.


نشانی و شماره تماس

شماره تماس: 88527713 – 021

همراه: 383 0282 0912

نشانی: تهران، سهرودی شمالی، کوچه قرقاول، پلاک 36 ، واحد

ایمیل: ‏Email: nopa.magazine@gmail.com

زِکی! شرح حالِ من؟ وِلِش!

پاسخِ هدایت به درخواست دهخدا

دربارۀ صادق هدایت و نیز ارتباط و رفاقتش با علامه دهخدا قبلا در همین دفتر مطلبی (https://t.me/mehdisalarinasab/297) آورده و از مجتبی مینوی نقل شد که هدایت بیش از همه، و بی هیچ چشم داشتی، در تکمیلِ کتاب امثال و حکم به دهخدا کمک کرده است.
اینک نقلِ ماجرایی دیگر مابین آن دو.
القصه اینکه دهخدا بر آن می شود که هدایت را تنها استثئاءِ لغتنامۀ بزرگ خویش سازد و از بین افراد زنده، تنها نام و شرح حال او را در لغتنامه بیاورد و از خود وی می خواهد شرح حالش را برای درج در لغتنامه بنویسد و پاسخِ هدایت در اجابت خواستۀ وی همان است که در تیترِ نوشتۀ حاضر آمد.

این ماجرا را محمد پروین گنابادی در سال 1344 در مجلۀ فردوسی در جستاری با عنوان “باز هم دربارۀ صادق هدایت” نقل کرده است و در اینجا از جلد ششم کتاب ِ پژوهشگران معاصر ایران (انتشارات فرهنگ معاصر، ص 6-7) نقل می شود. این مجلد به طور کامل به صادق هدایت اختصاص یافته:

به یاد دارم که دهخدا به صادق بسیار علاقمند بود و او را نویسنده‎ای توانا و هنرمندی شایسته و رادمردی شریف می دانست، و با این که برحسبِ ویژگی هایی که در تنظیم لغتنامۀ خود به کار می‎برد، قرار بود که شرح حال نامداران و شخصیت های معاصر، هر چند جنبۀ جهانی داشته باشند، تا هنگامی که در قید حیات‎اند نوشته نشود تا برحسبِ بغضِ خصوصی و شخصی حمل نشود؛ هنگامی که حرف “صاد” را سید جعفر شهیدی تنظیم می‎کرد، روزی نزد دهخدا آمد و گفت: “شما دستور داده بودید شرح حال صادق هدایت را بنویسم، اکنون نزدیک است به ردیفِ او برسیم، بفرمایید از چه منابعی باید در نوشتنِ شرح حال وی استفاده کرد؟”
دهخدا گفت: “بهتر است از خود صادق خواهش کنیم شرح مختصری به قلم خودش بنویسد”، و سپس رو به من (= پروین گنابادی) کرد و گفت: “تو صادق را می‎بینی؟” گفتم: ” آری”. گفت: “از قول من به او بگو تا به قلم خودش شرح حالی بنویسد، و چون مدتی است خودش را هم ندیده ام سری به من بزند.”

گفتم: “من می توانم صادق را وادار کنم که به این جا بیاید، اما دربارۀ شرح حالی به قلم خودش، تردید دارم که چنین پیشنهادی را بپذیرد.”

روز بعد در کافه فردوسی صادق را دیدم و چون به اخلاق او آشنایی داشتم گفتم: “دهخدا حال تو را می پرسید و می گفت: دلم برای صادق تنگ شده است.”
سری تکان داد و گفت: “من هم مدتی ست او را ندیده ام، این روزها به منزلش می آیم”؛
و از قضا، فردای آن روز پیش از ظهر نزد دهخدا آمد و به قول خودش، پس از چاق سلامتی، دهخدا شرحی درباره علاقۀ خود به صادق بیان کرد و به ویژه یادآور شد که:
“من از معاصرانی که در قید حیات اند تنها می خواهم شرح حال تو را، آن هم به قلم خودت، در لغت نامه بیاورم، و بنابراین انتظار دارم این خواهش مرا بپذیری و به میل خودت شرح حالی بنویسی .”

صادق با همان شیوۀ همیشگی خنده‎ای سر داد و گفت:

زِکی! شرح حال من؟ ولش!

دهخدا با اصرار گفت: “صادق جان شوخی را ول کن و شرح حالی بنویس”؛
اما پاسخ صادق پس از چندین بار خواهش و تمنا همان خندۀ مسخره آمیز و “زکی” و “ولش” بود و به هیچ وجه حاضر نشد چنین چیزی بنویسد، تا سرانجام دهخدا از منابع دیگر و اطلاعات خود شرح حال او را نوشت…

آمدنِ وی به منزل دهخدا در اوایل سال ۱۳۲۹ بود که چند ماه بعد از آن هدایت به پاریس رفت و از قضا شرح حال وی در لغت‎نامه هنگامی چاپ شد که صادق در آنجا انتحار کرده بود.

یادآوری آنکه: خودکشی هدایت در 19 فروردین 1330 بود.

ظاهرا شرح حال هدایت در چاپ اول لغتنامه با چاپهای بعدی متفاوت است، به نقل از آقای اتحاد در منبع بالا، بخشی از نوشتۀ دهخدا دربارۀ هدایت این جملات بوده:

صادق هدایت نابغه ای از نوابغ جهانی است و به تازگی فرانسویان به عظمت مقام وی پی برده و می توان گفت که در آن مملکت کمتر کسی از اهل ادب هست که با نظر تحسین و اِعجاب در این داهیۀ ایرانی بنگرد (ننگرد ؟) و به بزرگی فکر و روح او اعتراف نکند.

اما این عبارات در چاپهای فعلی نیست. دوستانی که مایل اند شرح حال وی را در لغتنامه بخوانند، باید به حرف “ص” ذیل مدخل “صادق هدایت” مراجعه کنند.
عجالتا به چاپ اول لغتنامه دسترسی ندارم.

10 اردیبهشت 1400

🖊مهدی سالاری نسب

 

 


مجلهٔ ادبی «نوپا» با رویکردی تازه در پی کشف استعدادهای شناخته نشده در عرصهٔ ادبیات می‌رود و شعرها و داستان‌ها را همراه با نقد منتشر می‌کند. مجلهٔ نوپا به سردبیری مجتبا نریمان در کنار انتشار مطالب ادبی، سعی دارد در شناخت شعر و داستان‌هایی که، دور از هرگونه حشو و زوایدِ تبلیغاتی و گذرا، ارزش ادبی و هنری دارند، به مخاطبان خود کمک کند و به آسیب‌شناسی ضعف‌ها و علل سقوطِ برخی جریانات ادبی بپردازد.


نشانی و شماره تماس

شماره تماس: 88527713 – 021

همراه: 383 0282 0912

نشانی: تهران، سهرودی شمالی، کوچه قرقاول، پلاک 36 ، واحد

ایمیل: ‏Email: nopa.magazine@gmail.com

صمد طاهری و احمد اکبرپور در نمایی از فیلم کوتاه «داج»

صمد طاهری و احمد اکبرپور در نمایی از فیلم کوتاه «داج»

صمد طاهری و احمد اکبرپور در نمایی از فیلم کوتاه «داج» به کارگردانی مهدی زارعی که به جشنوارهٔ کراکوف لهستان راه پیدا کرده است. فیلم‌نامهٔ این فیلم بر اساس داستان کوتاه «شکارچی» صمد طاهری نوشته شده است.

مجلهٔ ادبیِ «نوپا»

صمد طاهری و احمد اکبرپور در نمایی از فیلم کوتاه «داج»

صمد طاهری و احمد اکبرپور در نمایی از فیلم کوتاه «داج»

 

 


مجلهٔ ادبی «نوپا» با رویکردی تازه در پی کشف استعدادهای شناخته نشده در عرصهٔ ادبیات می‌رود و شعرها و داستان‌ها را همراه با نقد منتشر می‌کند. مجلهٔ نوپا به سردبیری مجتبا نریمان در کنار انتشار مطالب ادبی، سعی دارد در شناخت شعر و داستان‌هایی که، دور از هرگونه حشو و زوایدِ تبلیغاتی و گذرا، ارزش ادبی و هنری دارند، به مخاطبان خود کمک کند و به آسیب‌شناسی ضعف‌ها و علل سقوطِ برخی جریانات ادبی بپردازد.


نشانی و شماره تماس

شماره تماس: 88527713 – 021

همراه: 383 0282 0912

نشانی: تهران، سهرودی شمالی، کوچه قرقاول، پلاک 36 ، واحد

ایمیل: ‏Email: nopa.magazine@gmail.com

بخشی از داستان «زنده بمون» فریبا وفی

بخشی از داستان «زنده بمون» فریبا وفی

درِ آسانسور باز می‌شود. دو مرد قهوه‌ای‌پوش برانکارد مخصوص حمل بیمار را به داخل آسانسور می‌برند. مریضی که روی برانکارد دراز کشیده زن میان‌سالی است که چشم‌‌هایش دو دو می‌زند و با وحشت به در و دیوار و سقفِ اتاقک نگاه می‌کند. انگار تشخیص نمی‌دهد اتاقکِ نیمه‌تاریکی که به داخلش هول داده می‌شود آسانسور است. دو مردِ قهوه‌ای‌پوش هر روز بیمارها را از این بخش به آن بخش می‌برند و وقت نمی‌کنند به مریض توضیح بدهند یا محض دلداریِ او چیزی بگویند و حالا بی‌خیالِ تب‌و‌تاب و زاری‌های مریض‌ با خنده از گران شدن گوشت و از دیوانه شدن پدر همکارشان می‌گویند.
زن ترسو نیست، هیچ‌وقت نبود. در عمرش از فضای بسته نترسیده. اما بعد از دو هفته ماندن در آی‌سی‌یو و گرفتن داروهای جوراوجور و تحمل دردهای زیاد، جا و جهتش را گم کرده. دخترش دوان‌دوان از پله‌ها بالا می‌آید و قبل از بسته شدن درِ آسانسور خودش را بالای سر مادر می‌رساند و از هول و ولای او جا می‌خورد. تا چند دقیقه پیش حال مادرش خوب بود و حتی با دیدن او لبخند زده بود. اما حالا چشم‌های زن از هول و…

بخشی از داستان «زنده بمون»
نوشتهٔ فریبا وفی
منتشر شده در سومین شمارهٔ مجلهٔ ادبی نوپا

 

بخشی از داستان «زنده بمون» فریبا وفی

بخشی از داستان «زنده بمون» فریبا وفی

 

 


مجلهٔ ادبی «نوپا» با رویکردی تازه در پی کشف استعدادهای شناخته نشده در عرصهٔ ادبیات می‌رود و شعرها و داستان‌ها را همراه با نقد منتشر می‌کند. مجلهٔ نوپا به سردبیری مجتبا نریمان در کنار انتشار مطالب ادبی، سعی دارد در شناخت شعر و داستان‌هایی که، دور از هرگونه حشو و زوایدِ تبلیغاتی و گذرا، ارزش ادبی و هنری دارند، به مخاطبان خود کمک کند و به آسیب‌شناسی ضعف‌ها و علل سقوطِ برخی جریانات ادبی بپردازد.


نشانی و شماره تماس

شماره تماس: 88527713 – 021

همراه: 383 0282 0912

نشانی: تهران، سهرودی شمالی، کوچه قرقاول، پلاک 36 ، واحد

ایمیل: ‏Email: nopa.magazine@gmail.com

بخشی از داستان «طوطی‌ستان» منتشر شده در سومین شمارهٔ مجلهٔ ادبیِ نوپا

‎بخشی از داستان «طوطی‌ستان» منتشر شده در سومین شمارهٔ مجلهٔ ادبیِ نوپا

کدام روز بود که طوطیِ خانۀ پیشوا پرواز کرد و رفت؟ کدام پرندۀ لعنتی این همه ناز و نعمت را رها می‌کند و می‌رود؟ در کشور هیاهویی به پا شد. ابتدا پایتخت و بعد شهرهای دیگر… از کوچه و خیابان کلاه‌سرخ و کلاه‌سیاه‌ها. مردانِ پیشوا سرازیر شدند، از رادیو و تلویزیون خبر پخش شد، روی صفحۀ اولِ روزنامه‌ها با تیتر درشت درج شد، روی هر دیوار و بر هر پوستری نوشتند: هر دلسوزی طوطیِ پیشوا را پیدا کند و به کاخ برگرداند جایزه می‌گیرد.
‎کودکان شهر از روی درخت‌ها و تیرهای برق‌ بالا رفتند. هر خانواده‌ای – بزرگ و کوچک، روی پشت‌بام و سوراخ سنبه‌های خانۀشان را می‌گشتند و در خیابان و پیاده‌رو شتاب‌زده به‌هم تنه می‌زدند. جوانانِ ابله و عصبی و حقیر دست به یقه می‌شدند و کسی به درستی جلوِ پای خود را نگاه نمی‌کرد. همه به آسمان نگاه می‌کردند. صدای بال زدن، جیک‌جیک و چَه‌چهۀ پرنده‌ای کافی بود که قلب هر کسی را به تپش بیندازد. دانش‌آموزها زنگ سوم را تعطیل کردند، از روی در و دیوار با دست و پای زخمی بالا می‌رفتند…

‎بخشی از داستان «طوطی‌ستان» منتشر شده در سومین شمارهٔ مجلهٔ ادبیِ نوپا
‎نوشتهٔ شیرزاد حسن
‎ترجمۀ مریوان حلبچه‌ای

بخشی از داستان «طوطی‌ستان» منتشر شده در سومین شمارهٔ مجلهٔ ادبیِ نوپا

بخشی از داستان «طوطی‌ستان» منتشر شده در سومین شمارهٔ مجلهٔ ادبیِ نوپا

 

 


مجلهٔ ادبی «نوپا» با رویکردی تازه در پی کشف استعدادهای شناخته نشده در عرصهٔ ادبیات می‌رود و شعرها و داستان‌ها را همراه با نقد منتشر می‌کند. مجلهٔ نوپا به سردبیری مجتبا نریمان در کنار انتشار مطالب ادبی، سعی دارد در شناخت شعر و داستان‌هایی که، دور از هرگونه حشو و زوایدِ تبلیغاتی و گذرا، ارزش ادبی و هنری دارند، به مخاطبان خود کمک کند و به آسیب‌شناسی ضعف‌ها و علل سقوطِ برخی جریانات ادبی بپردازد.


نشانی و شماره تماس

شماره تماس: 88527713 – 021

همراه: 383 0282 0912

نشانی: تهران، سهرودی شمالی، کوچه قرقاول، پلاک 36 ، واحد

ایمیل: ‏Email: nopa.magazine@gmail.com

واتساپ: WhatsApp: 0912-0282-383

کانال تلگرام مجله: https://t.me/nopa_magazine